
پا می کوبد بر بامت
سوال سفید
گیس ات را می پیچی به شال سوال
منیژه ی پایین !
خودت را تحویل سال می دهی
تحویل سایه ی زردِ «بفادار»
-شبحی که پشت تمام بام های جهان ایستاده است
با شال آبی اش
و سوت می زند
روی هجری شمسی راه می رود
روی تمام قطارها با شال قرمزش
روی تمام پاسگاه ها با شال سبزش
شبحی که قلاب می اندازد وسط سفره های هفت سین-
پا می کوبد بر بیست و نهم اسفند
سوال منتشر
گره می خورد گوشه ی شال زرد
دو گردوی ملتهب
منیژه دست می کشد بر یقه ی باز پیرآهن کلوش.