
یک
گیاه
دارد می نویسد
راه رفتن بی مفهوم جمله را
میان سبزینه ی گیج خودش
اصلاً زنی با رحمی شیشه ای از کنار گیاهی گذشته است
و ربط جمله گرفته تنش
خش خش ، خش خش ، خش خش
حتماً وردی است در مناسک نباتی
اصلاً این متن فانتزی جای روییدن گیاه نیست
میان خش خش دامن ها
زیر رعد و برق دیجیتال
در رفت و برگشت نرم یک زن ، یک جمله
زیر نور فلاش ها
یک قزل آلای زنده سر به شیشه می زند.