تبليغاتX
آردوشان
پنجشنبه چهارم بهمن 1386
من با لیوان یهودی ها آب خورده ام
با انگشتِ شست ِشروع

کتاب تو برای باز ماندن باز می شود

انکار چرا؟

دو بوته ی رازیانه روییده در دو سطر اول

کنار تخت سفید تو

و یک نربان کج ِ بعد از عروج

که هم انکارِ روایت است

هم روایتِ انکار

 

یاد دو سطر اول به خیر

با آن نقطه چین تا بی نهایت

" و نردبام چه - استعاره ی - حقیری است"

برای دو بوته ی رازیانه ی بلند

انکار چرا؟

همه ی ما در یک آسایشگاه روانی بستری هستیم

می زنیم ،می رقصیم،  می نویسیم

تا برسیم به دو سطر خودمان

تا برسیم به یک انگشت شست

انکار چرا؟

من با لیوان یهودی ها آب خورده ام.

+ هوشنگ ملکی