پشت كوه طلا ايستاده بود
من پشت تابوت سردت
مرگ پشت سر من
من قبل از تابوتت غرق عرق بودم
و مرگ ميان من و تو ايستاده بود
و استخوان هايت را مي جويد
رو به آسمان شيهه كشيد و رفت
و باورم نشد
كسي كه بر اسب سيرش تاخت من بودم.
مبدا تاریخ پرستوها
شانه به سرهای ژولیده
خانه ایمیل RSS