تبليغاتX
آردوشان

آردوشان

شعر و پیرامون شعر

لَنگ خنده ی بی لنگر برفم

لنگ خنده ای سفید

لنگ یک کشتی بی جفت

که بیاید بنشیند روی نیمکت آذر

در ارتفاع تهران تو


ران سفید کاغذ را کبود می کنم

با نفتی که می رود از زخم یک سطر شناور

تا ارز ارزان موعود

تا تو برگه ی سفید خنده ات را بیاندازی

در صندوق گرسنه ی من


روی نیمکت آذر

لنگ طوفان طنزم

لنگ کلمه ای که اخم جمله ی آخر را قلقلک می دهد.


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 8 AM  توسط هوشنگ ملكي  | 

اندامت اجرا می شود پشت جمجمه
وقتی دمر می افتم تا بنویسد بر من
با قلم بافته
هفتاد و دو سطر مقرمط
در ملاء خاص

بلوطی
 تی شرت جوهری ام را بالا می برد
زیر برق دوربین
می شوم طرح روی جلد مجله

اندامت اجرا می شود پشت جمجمه ها.

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 1 PM  توسط هوشنگ ملكي  |