تبليغاتX
آردوشان
سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387
کارنامه
خودت را می چینی کنار هم
می بینی بیشتر شوهر بوده ای تا شاعر
مرتبِ مرتب

به هم بریز مرا کلمه!
بالا ببر مرا از تب خودم

(این ها نوشته های یک شاعر درجه سوم است
من فکر نمی کنم
حتا اگر در هاون کوبیده شود
از استخوان اش شمعدانی بروید)

 
+ هوشنگ ملکی
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387
پرانتز نیمه باز
داشتی غضروف ساقه را می جویدی

و نبض زرتشت در دهانت  می زد

که باران گرفت

فرصت رضایت را از تو

 

کجای نوشته می شود پرانتزی کند

برای دختری که خودش را ریخته در یک لک لک مرده

و افتاده روی دوش روایت

تو غضروف گردن یک لک لک را جویده ای

گردن نیم بسته ی بلند یک رمان را

که لُخت نوشته شدن بود.

 
+ هوشنگ ملکی