تبليغاتX
آردوشان

آردوشان

شعر و پیرامون شعر

تصویر ،گسست،واقعه

مسعود کبگانیان

 

شعر به مثابه ی رویکردی به وقایع نیست که در چیدمانی تصویری کنار هم به شکلی واحد دست پیدا کند و هم نمی تواند از خلق تصاویر به مثابه ی رسیدن به وقایعی عاجز باشد . آنچه که رسیدن به معنای عام در نظر گرفته می شود در شعر جایگاهی استعمالی دارد که گوهر آفرینش به کلی با آن ناسازگار است . تصویر در شعر که با کلمه هایی از پیش اندیشیده باشد نه تنها تصویری کشف شده از زبان نیست که دوباره سازی یک سری انگاره های تلفیقی ست که در نهایت می توانند زیبا باشند اما از خلق عاجز و ذهن مخاطب درگیر ساخته ی از پیش نیندیشیده نمی شود . آنچه که تصاویر در شعر را تنزل می دهد این است که رویکردی تصاویری داشته باشند . شاید قبل از پرداختن به شعر« دازاین» بایستی مفهوم این حرف را بشناسیم . به نظر من تصویری که رویکردی تصویری داشته باشد نمی تواند از امکانات دیگر که مهمترین آن ها خوانش های متعدد باشد بهره ای ببرد . یک تصویر زیبا در نهایت یک تصویر زیباست که نمونه ی مادی یا ذهنی تاریخی آن را به وضوح درک می کنیم . تصویر اگر بار کشیدن چیدمانی داشته باشد که یک سری چیزها را به ما نشان می دهند که ما به درک درستی از شکل ها برسیم نمی تواند فراتر از تصویر حرکت کند . ما در نشانه های تصویری که پیش رو داریم وارد دنیای تصویری می شویم و همه چیز را اگر هم درک نکنیم به پرتاپی دیگرگونه نمی رسیم . در ابتدای بحث گفتم که شعر به مثابه ی رویکردی به وقایع نیست ولی چیزی هم هست که در جمله ی بعد به شگرد آن اشاره کردم که شعر نمی تواند از کشف آن عاجز باشد . پس تصویر اگر نتواند خوانش هایی دیگر را برانگیزد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 12 PM  توسط هوشنگ ملكي  | 

کجای این جمله را می بوسی؟    برای مسعود کبگانیان
فقط کمی تکان برایم مانده است
 و اتاق تنهایی شلوغش
 که می دهم به تو
تکان مرا بخور
استکان تلخ مرا بخور

حالا که جای بوسه ی تو روی جمله است
و کتابخانه ات را به جان من انداخته ای
طعم تکانِ تو می دهد دنیا

پشت میز دارد مردمکم را می جود
یک خفاش بی جلد.


 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 11 AM  توسط هوشنگ ملكي  |