تبليغاتX
آردوشان
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386
زردی که نسبتاً گوزن است
وقتی که قرار است گوزنی بوزد

از زیر مربع نیمه باز

گلدان هجوم می آورد به آرامش مصنویی

گوزنی که می تواند مطلق ها را بجود

و در گرمای اتاق آب نشود

مفهوم برف

از روی شاخ های سفالی اش

اصلا این دریچه برای نگاه کردن یک شعمدانی باز شده است

نسبتاً باز شده است

به تمام زردهایی که ازپشت پنجره می گذرد

پس

من

کنار گلدان گذاشته شده ام

پس احتمال گوزن نیامدن زیاد شده است

و احتمال هجوم من به گلدان.

+ هوشنگ ملکی
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386
دلهره
دارم از کاغذ پیاده می شوم

به شکلی که فقط تو می دانستی گنجشک است

شکلی که می شود به جایش هفتاد و دو لوزی گذاشت

دارم می رسم یا می شوم

افتاده ام زیر چاقوی سه دختر ترکمن

با موهای کرک گرفته ی بافته

دارم طبق نقشه پیش می روم

دارم می شوم شمایل حضرت دروغ

باکتابی که به پستان صافم چسپانده ام

 

+ هوشنگ ملکی