
از زیر مربع نیمه باز
گلدان هجوم می آورد به آرامش مصنویی
گوزنی که می تواند مطلق ها را بجود
و در گرمای اتاق آب نشود
مفهوم برف
از روی شاخ های سفالی اش
اصلا این دریچه برای نگاه کردن یک شعمدانی باز شده است
نسبتاً باز شده است
به تمام زردهایی که ازپشت پنجره می گذرد
پس
من
کنار گلدان گذاشته شده ام
پس احتمال گوزن نیامدن زیاد شده است
و احتمال هجوم من به گلدان.
به شکلی که فقط تو می دانستی گنجشک است
شکلی که می شود به جایش هفتاد و دو لوزی گذاشت
دارم می رسم یا می شوم
افتاده ام زیر چاقوی سه دختر ترکمن
با موهای کرک گرفته ی بافته
دارم طبق نقشه پیش می روم
دارم می شوم شمایل حضرت دروغ
باکتابی که به پستان صافم چسپانده ام