تبليغاتX
آردوشان
سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386
زخم آبی یا تکه ای از دریا گوشه ی حواس پریده ام
هنوز درخت روی یک رانش ایستاده است

هنوز کیوان در منظومه ی خودش می چررخد

هنوز ملخ ، ملخ است

هنوز خدا لم داده روی صندلی راحتی اش

و فرشته ی کمرنگ من کز کرده کنار جبروتش

هنوز ، هنوز هنوز است

هنوز هوشنگ ملکی نوزیده است

 بر منظومه ی هنوزها

بر درخت و خدا و ملخ

 

زخم آبی تو روزی دریا می شود

حواس پریده ی من با حزب درناها.

 

+ هوشنگ ملکی
سه شنبه پانزدهم خرداد 1386
رقص با لب خشک
روز جهنم

زن با استخوان طلا می رقصید

در مرکز میدان

با مفاصل خشک

 

من یکی از درخت های حاشیه ی خیابان ولی عصر بودم آن روز

درختی که می تواند سیاه بپوشد

و بمیرد در آهنگ طبل و سنچ

 

زن العطش می رقصید

در هاله ای از دود پایتخت و اسپند

و افتاده بود زیر ده ناخن نقره ای شعر و جیغ می کشید

 

دو خط سیاه و موازی از درخت خشکید

در آهنگ طبل و سنچ و جیغ

 

خیلی آلوده ام

من را به جای سنت و پایتخت عوض کنید!

+ هوشنگ ملکی